داستان پند آموز

کشاورزی الاغ پیری داشت که یه روز اتفاقی می افته تو یه چاه بدون آب.کشاورز هر چه سعی کرد نتونست الاغ را از چاه بیرون بیاره.برای اینکه حیون بیچاره زیاد زجر نکشه کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند که چاه رو با خاک پر کنن تا الاغ زودتر بمیره و زیاد زجر نکشه.

مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختن اما الاغ هر بار خاک ها رو از روی بدنش می تکوندو زیر پاش میریخت وقتی خاک زیر پاش بالا می امد الاغ سعی می کرد بره رو خاک ها.

روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه ی چاه رسید و بیرون آمد.

مشکلات زندگی مثل تلی از خاک روی سر ما میریزند و ما مثل همیشه دو انتخاب داریم. اول اینکه اجازه بدیم مشکلات مارو زنده به گور کنند و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود...

/ 5 نظر / 19 بازدید
باران

سلام دوست خوبم مطالبت توی این چند وقتی که بهت سر نزدم عالی شده خیلی خوب و جالب آپ میکنی من کلی استفاده کردم ممنون که بهم سر زدی ونظر میدی دوست دارم همیشه بهم سربزنی راستی مطلب جدیدی رو آپ کردم حتما بهم سربزن خوشحال میشم نظر هم بدی ممنون[گل][بغل]

عادل

با چه اسمی لینکت کنم منو با اسم پرنس لینک کن

Alone Boy

پس بالاخره اپ کردی خوشم اومد منم اپم دوس داشتی بیا

آسمان دلم

سلام وب جالبی داری . مطالبی هم که داخل وبت گذاشتی عالی هستند خیلی خوشم اومد خوشحال می شم با هم ارتباط داشته باشیم به وب من هم سر بزن ممنون [تماس][خداحافظ][گل]

علیرضا

خیلی جالب بود