داستانی آموزنده

 مردی مشغول تمیز کردن ماشین نوی خودش بود....ناگهان پسر 4 ساله اش سنگی برداشت و با ان چند خط روی بدنه  ی ماشین کشید مرد با عصبانیت دست پسرش را گرفت و چندین بار به آن ضربه زد. او بدون اینکه متوجه شود با آچار فرانسه ای که در دست داشت،این کار  را می کرد!

در بیمارستان، پسرک به دلیل شکستگی های متعدد،ا  نگشتانش را از دست داد.

وقتی پسرک پدرش را دید،با نگاهی دردناک پرسید:

کی انگشتانم دوباره رشد می کنند؟!

مرد بسیار غمگین شد و هیچ سخنی بر زبان نیاورد.او به سمت ماشین برگشت و از روی عصبانیت چندین بار به لگد به آن ضربه زد. در حالی که از کرده ی خود بسیار ناراحت و پشیمان بود، جلوی ماشین نشست و به خط هایی که پسرش کشیده بود نگاه کرد.

پسرش نوشته بود:

دوستت دارم بابایی......

/ 19 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محبوبه

[گل][دلشکسته][گریه][دلشکسته][گریه][دلشکسته][گریه] اخی کلی دلم سوخت کاش بزرگترا یه کم بیشتر صبر داشتند کاش زیبا بود یاس عزیز

shadi

پیش از بال انسان قفس را کشف کرد در قفس ها صاحبان پر و بال از آزادی پرواز ترانه سر می دهند در جلوی قفس ها بی پر و بالان از عدالت قفس ترانه می سرایند.

☠ زهـــــ ـــ ـــــرا ☠

مدت هاســـــت مجازي مۓ خنديمـــــــ .......... مجازۓ شاديمـــــــ .......... مجازۓ عاشق ميشيمـــــــ ......... مجازۓ همديگه رو دلدارۓ ميديمـــــــ......... اما واقعۓ تنهاييـــــم! واقعۓ درد مۓ كشيمـــــــــ......... واقعۓ از عشق هاۓ مجازي لطمه مۓ بينيمــــــــــ....!

ali

امشب باز امده ام تا بار دیگر برای خودم بنویسم و اما اینبار نه برای انکه دلم ارام شود و نه برای حقانیت حرفهای فبلی ام ... می دانم که دیگر این حرفها حتی نوش داروی بعد از مرگ سهراب هم نیست حرفهایی که شاید انهایی که می خوانند با خود نجوا کنند که دیوانه ای می نویسد و تو نیز شاید هیچگاه نیایی که بخوانی .. اما خواستم اخرین حرفهایم را در این کلبه فقیرانه ام به یاد بود تاریخی بگذارم! کلبه ای که امدن و ماندنم و رفتنم را می داند اری ای همیشه زیبا صحبت از عشق زمینی ها نبود ! و تو انقدر حریم نگاهت رویایی بود که برای من در نهایت بزرگی ها بودی بدان که اشیان تنهایی که در ان پا گذاشتی در لابه لای گرد خاک این دنیا حریمی بود که با تمام وجودم دوستش داشتم و تو همیشه در اسمان رویاهایت منتظر شقایقی بودی که قرار بود روزی بیاید و امروز می خواهم اعترافی برایت بکنم !!که من شکست خورده این میدان هستم و خواهم بود چراکه هیچوقت چگونه حرف زدن با شما ر ا نفهمید م و اگر رفتم ..دلیل دوست نداشتنم نبود بلکه نمی خواستم که اگر روزی رفتم .....یادگاری که از من باقی می ماند اینگونه تلخ و. ...سیاه نقاشی شود صحبت ا

بیخیال دنیا90

جالب وآموزنده [دست][دست][دست] دوست خوبم خواستی پیش مام بیاخوشحال میشم[خداحافظ]

shadi

سلام آپم با يه شعر ديگه خئاستي بيا يه سر بزن

☠ زهـــــ ـــ ـــــرا ☠

روزی به رویایتـــــــــــــــــــ ـ که هــنوز با من استــ حسادتـــ خواهی کرد !!!!! روزی که دیگر هیچ نشــانه ای از من نخواهــی داشتـــ ... !!! [گل] آپـــــــــ ــــ ـــم [گل]

پرنيا

خيلي عالي بود![دست][دست][دست][گل][گل][گل] به منم سر بزنيد!

ماسح

سلام بفرمایید هر روز داستان