در خواب.....

شبی در خواب از خدا پرسیدم:

 وقتی از قبل همه چیز را در سرنوشتم نوشته ای پس دیگر آرزو کردن چه معنایی دارد؟

 ندا آمد:

شاید در سرنوشت نوسته باشم هر چه آرزو کرد....

/ 13 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Asemane man

گاهی گمان نمیکنی و می شود / گاهی نمی شود که نمی شود گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست / گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود گاهی گدای گدایی و بخت نیست /گاهی تمام شهر گدای تو میشود . . .

پریسا

یاس عزیز ممنون که به وبم سرزدی اگه باتبادل لینک موافقی یه سری بهم بزن [گل][قلب]

Asemane man

اول به نام عشق، دوم به نام تو، سوم به ياد مرگ. بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو و عشق، يا من و مرگ.

ياس جان خيلي زيبا بود

غریبه

خدایا ازت دلگیرم.گفته بودی حق انتخاب داری پس چرا انتخابم کنارم نیست؟ دعوتت میکنم به کلبه ی درویشیم.یه سر بزن

مریم

رسالت : آغاز دیوانگی است این گونه که من می خواهم هر نفس بوسیدن چشم هایت را زاده شدنم مگر برای همین رسالت نبوده است ؟! [گل]

مریم

سلام مرسی قابلی نداشت[گل][گل][گل] دوست عزیز من لینکت کردم[گل][گل][گل]

حدیثه

بله بله... چیزی نمی تونم بگم ابجی یاس از بس گشنگه....[لبخند]

سارا

زندگی رسم خوشایندیست........زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ........زندگی پرشی دارد اندازه عشق.........زندگی چیزی نیست كه لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود........زندگی حس قریبی است كه یك مرغ مهاجر دارد........زندگی سوت قطاریست كه در خواب پلی می پیچد........زندگی گل به توان ابدیت........زندگی ضرب زمین در ضربان دل هاست......[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]