آموخته ام که....

آموخته ام که...

نفرت آینه دل را سیاه می کند،همان گونه که محبت به آن جلا می بخشد.

 

آموخته ام که...

هیچ کس مثل من فکر نمی کند اما من می توانم به افکار دیگران احترام بگذارم.

 

آموخته ام که...

نمی توانم احساسم را انتخاب کنم،اما می توانم نحوه ی برخورد با آن را انتخاب کنم.

/ 17 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
☠ زهـــــ ـــ ـــــرا ☠

گاه دلتـَــنگ می شوَم دلتنـــگ تر از هَمه دلتنگی ها گوشه ای می نشینــــم و حَسرتهــــا را می شمارم و باختــَــن ها را و صدای شِکســـتَن ها را

ღஜ۩♥۩ஜღ پاتـــوق دوستــــــــانه ღஜ۩♥۩ஜღ

با تو خاطرات عشق را ورق خواهم زد با تو خواهم ماند با تو چون تو تک ستاره آرزو هایمی می خواهم فریاد را در لحظه تنهایی ام بشنوی فریاد ی از سکوت می خواهد بگوید اما نمی تواند چشمان تو اجازه نمیدهد چون لحظه دیدار اشک حسرت بر گونه هر دویمان جاری می شود سلام دوست خوبم اپــــــم

سرونازشیراز

يافتن دوستان خوب ، سخت است ؛ سخت تر از آن تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــرک آنهــــــاست ... فراموش کردنشان غير ممکن است....

سارا

من زانو هایم را در آغوش کشیده بودم... وقتی تو برای آغوش دیگری زانو زده بودی...

dayana

بیا پیشم با وب زیبات

سارا

زندگی یه پل قدیمیه! به این فکر نکن که اگر تنها ازش بگذری دیرتر خراب می شه! به این فکر کن که اگه افتادی یکی باشه که دستتو بگیره![گل]

سارا

گاهی نباید ناز کشید؛ انتظار کشید؛ آه کشید؛ درد کشید؛ فریاد کشید … تنها باید دست کشید و رفت...